گر تیغ بارد در کوی آن ماه

گر تیغ بارد در کوی آن ماه غزل شماره ۴۱۸

گر تیغ بارد در کوی آن ماه
گردن نهادیم الحکم لله

آیین تقوا ما نیز دانیم
لیکن چه چاره با بخت گمراه

ما شیخ و واعظ کمتر شناسیم
یا جام باده یا قصه کوتاه

من رند و عاشق در موسم گل
آن گاه توبه استغفرالله

مهر تو عکسی بر ما نیفکند
آیینه رویا آه از دلت آه

الصبر مر و العمر فان
یا لیت شعری حتام القاه

حافظ چه نالی گر وصل خواهی
خون بایدت خورد در گاه و بی‌گاه

وزن این شعر، «مستفعلن فع مستفعلن فع» در بحر «متقارب مثمن اثلم» می باشد.

غزل شماره ۴۱۷ - عیشم مدام است از لعل دلخواه
غزل شماره ۴۱۹ - وصال او ز عمر جاودان به

پشتیبانی و تبلیغ
آب و هوا
دسترسی سریع
انتشار و اشتراک