امشب سبکتر می‌زنند این طبل بی‌هنگام را

امشب سبکتر می‌زنند این طبل بی‌هنگام را غزل ۱۴

امشب سبکتر می‌زنند این طبل بی‌هنگام را
یا وقت بیداری غلط بودست مرغ بام را

یک لحظه بود این یا شبی کز عمر ما تاراج شد
ما همچنان لب بر لبی نابرگرفته کام را

هم تازه رویم هم خجل هم شادمان هم تنگ دل
کز عهده بیرون آمدن نتوانم این انعام را

گر پای بر فرقم نهی تشریف قربت می‌دهی
جز سر نمی‌دانم نهادن عذر این اقدام را

چون بخت نیک انجام را با ما به کلی صلح شد
بگذار تا جان می‌دهد بدگوی بدفرجام را

سعدی علم شد در جهان صوفی و عامی گو بدان
ما بت پرستی می‌کنیم آن گه چنین اصنام را

وزن این شعر، «مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن» در بحر «رجز مثمن سالم» می باشد.

غزل ۱۳ - وه که گر من بازبینم روی یار خویش را
غزل ۱۵ - برخیز تا یک سو نهیم این دلق ازرق فام را

پشتیبانی و تبلیغ
آب و هوا
دسترسی سریع
انتشار و اشتراک