رفتیم اگر ملول شدی از نشست ما

رفتیم اگر ملول شدی از نشست ما غزل ۲۳

رفتیم اگر ملول شدی از نشست ما
فرمای خدمتی که برآید ز دست ما

برخاستیم و نقش تو در نفس ما چنانک
هر جا که هست بی تو نباشد نشست ما

با چون خودی درافکن اگر پنجه می‌کنی
ما خود شکسته‌ایم چه باشد شکست ما

جرمی نکرده‌ام که عقوبت کند ولیک
مردم به شرع می‌نکشد ترک مست ما

شکر خدای بود که آن بت وفا نکرد
باشد که توبه‌ای بکند بت پرست ما

سعدی نگفتمت که به سرو بلند او
مشکل توان رسید به بالای پست ما

وزن این شعر، «مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن» در بحر «مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف» می باشد.

غزل ۲۲ - من بدین خوبی و زیبایی ندیدم روی را
غزل ۲۴ - وقتی دل سودایی می‌رفت به بستان‌ها

پشتیبانی و تبلیغ
آب و هوا
دسترسی سریع
انتشار و اشتراک