نه آن شبست که کس در میان ما گنجد

نه آن شبست که کس در میان ما گنجد غزل ۱۵۹

نه آن شبست که کس در میان ما گنجد
به خاک پایت اگر ذره در هوا گنجد

کلاه ناز و تکبر بنه کمر بگشای
که چون تو سرو ندیدم که در قبا گنجد

ز من حکایت هجران مپرس در شب وصل
عتاب کیست که در خلوت رضا گنجد

مرا شکر منه و گل مریز در مجلس
میان خسرو و شیرین شکر کجا گنجد

چو شور عشق درآمد قرار عقل نماند
درون مملکتی چون دو پادشا گنجد

نماند در سر سعدی ز بانگ رود و سرود
مجال آن که دگر پند پارسا گنجد

وزن این شعر، «مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن» در بحر «مجتث مثمن مخبون محذوف» می باشد.

غزل ۱۵۸ - مویت رها مکن که چنین بر هم اوفتد
غزل ۱۶۰ - حدیث عشق به طومار در نمی‌گنجد

پشتیبانی و تبلیغ
آب و هوا
دسترسی سریع
انتشار و اشتراک