زنده شود هر که پیش دوست بمیرد

زنده شود هر که پیش دوست بمیرد غزل ۱۸۲

زنده شود هر که پیش دوست بمیرد
مرده دلست آن که هیچ دوست نگیرد

هر که ز ذوقش درون سینه صفاییست
شمع دلش را ز شاهدی نگزیرد

طالب عشقی دلی چو موم به دست آر
سنگ سیه صورت نگین نپذیرد

صورت سنگین دلی کشنده سعدیست
هر که بدین صورتش کشند نمیرد

وزن این شعر، «مفتعلن فاعلات مفتعلن فع» در بحر «منسرح مثمن مطوی منحور» می باشد.

غزل ۱۸۱ - باد آمد و بوی عنبر آورد
غزل ۱۸۳ - کدام چاره سگالم که با تو درگیرد

پشتیبانی و تبلیغ
آب و هوا
دسترسی سریع
انتشار و اشتراک