مبارکتر شب و خرمترین روز

مبارکتر شب و خرمترین روز غزل ۳۱۴

مبارکتر شب و خرمترین روز
به استقبالم آمد بخت پیروز

دهلزن گو دو نوبت زن بشارت
که دوشم قدر بود امروز نوروز

مهست این یا ملک یا آدمیزاد
پری یا آفتاب عالم افروز

ندانستی که ضدان در کمینند
نکو کردی علی رغم بدآموز

مرا با دوست ای دشمن وصالست
تو را گر دل نخواهد دیده بردوز

شبان دانم که از درد جدایی
نیاسودم ز فریاد جهان سوز

گر آن شب‌های باوحشت نمی‌بود
نمی‌دانست سعدی قدر این روز

وزن این شعر، «مفاعیلن مفاعیلن فعولن» در بحر «هزج مسدس محذوف» یا «وزن دوبیتی» می باشد.

غزل ۳۱۳ - برآمد باد صبح و بوی نوروز
غزل ۳۱۵ - پیوند روح می‌کند این باد مشک بیز

پشتیبانی و تبلیغ
آب و هوا
دسترسی سریع
انتشار و اشتراک