من چون تو به دلبری ندیدم

من چون تو به دلبری ندیدم غزل ۳۸۲

من چون تو به دلبری ندیدم
گلبرگ چنین طری ندیدم

مانند تو آدمی در آفاق
ممکن نبود پری ندیدم

وین بوالعجبی و چشم بندی
در صنعت سامری ندیدم

با روی تو ماه آسمان را
امکان برابری ندیدم

لعلی چو لب شکرفشانت
در کلبه جوهری ندیدم

چون در دورسته دهانت
نظم سخن دری ندیدم

مه را که خرد که من به کرات
مه دیدم و مشتری ندیدم

وین پرده راز پارسایان
چندان که تو می‌دری ندیدم

دیدم همه دلبران آفاق
چون تو به دلاوری ندیدم

جوری که تو می‌کنی در اسلام
در ملت کافری ندیدم

سعدی غم عشق خوبرویان
چندان که تو می‌خوری ندیدم

دیدم همه صوفیان آفاق
مثل تو قلندری ندیدم

وزن این شعر، «مفعول مفاعلن فعولن» در بحر «هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف» می باشد.

غزل ۳۸۱ - دو هفته می‌گذرد کان مه دوهفته ندیدم
غزل ۳۸۳ - می‌روم وز سر حسرت به قفا می‌نگرم

پشتیبانی و تبلیغ
آب و هوا
دسترسی سریع
انتشار و اشتراک