بیا که در غم عشقت مشوشم بی تو

بیا که در غم عشقت مشوشم بی تو غزل ۴۸۴

بیا که در غم عشقت مشوشم بی تو
بیا ببین که در این غم چه ناخوشم بی تو

شب از فراق تو می‌نالم ای پری رخسار
چو روز گردد گویی در آتشم بی تو

دمی تو شربت وصلم نداده‌ای جانا
همیشه زهر فراقت همی چشم بی تو

اگر تو با من مسکین چنین کنی جانا
دو پایم از دو جهان نیز درکشم بی تو

پیام دادم و گفتم بیا خوشم می‌دار
جواب دادی و گفتی که من خوشم بی تو

وزن این شعر، «مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن» در بحر «مجتث مثمن مخبون محذوف» می باشد.

غزل ۴۸۳ - راستی گویم به سروی ماند این بالای تو
غزل ۴۸۵ - ای طراوت برده از فردوس اعلا روی تو

پشتیبانی و تبلیغ
آب و هوا
دسترسی سریع
انتشار و اشتراک