ای یار جفاکرده پیوندبریده

ای یار جفاکرده پیوندبریده غزل ۴۹۴

ای یار جفاکرده پیوندبریده
این بود وفاداری و عهد تو ندیده

در کوی تو معروفم و از روی تو محروم
گرگ دهن آلوده یوسف ندریده

ما هیچ ندیدیم و همه شهر بگفتند
افسانه مجنون به لیلی نرسیده

در خواب گزیده لب شیرین گل اندام
از خواب نباشد مگر انگشت گزیده

بس در طلبت کوشش بی فایده کردیم
چون طفل دوان در پی گنجشک پریده

مرغ دل صاحب نظران صید نکردی
الا به کمان مهره ابروی خمیده

میلت به چه ماند به خرامیدن طاووس
غمزت به نگه کردن آهوی رمیده

گر پای به در می‌نهم از نقطه شیراز
ره نیست تو پیرامن من حلقه کشیده

با دست بلورین تو پنجه نتوان کرد
رفتیم دعاگفته و دشنام شنیده

روی تو مبیناد دگر دیده سعدی
گر دیده به کس بازکند روی تو دیده

وزن این شعر، «مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن» در بحر «هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف» می باشد.

غزل ۴۹۳ - سرمست بتی لطیف ساده
غزل ۴۹۵ - می‌برزند ز مشرق شمع فلک زبانه

پشتیبانی و تبلیغ
آب و هوا
دسترسی سریع
انتشار و اشتراک