ای خسته دلم در خم چوگان تو گویی

ای خسته دلم در خم چوگان تو گویی غزل ۵۱۴

ای خسته دلم در خم چوگان تو گویی
بی فایده‌ام پیش تو چون بیهده گویی

ای تیر غم عشق تو هر جا که رسیده
افتاده به زخمش چو کمان پشت دوتویی

هم طرفه ندارم اگرم بازنوازی
زیرا که عجب نیست نکویی ز نکویی

سعدی غمش از دست مده گر ندهد دست
کی دست دهد در همه آفاق چنویی

وزن این شعر، «مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن» در بحر «هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف» می باشد.

غزل ۵۱۳ - ای ولوله عشق تو بر هر سر کویی
غزل ۵۱۵ - چه جرم رفت که با ما سخن نمی‌گویی

پشتیبانی و تبلیغ
آب و هوا
دسترسی سریع
انتشار و اشتراک