روی بپوش ای قمر خانگی

روی بپوش ای قمر خانگی غزل ۵۹۲

روی بپوش ای قمر خانگی
تا نکشد عقل به دیوانگی

بلعجبی‌های خیالت ببست
چشم خردمندی و فرزانگی

با تو بباشم به کدام آبروی
یا بگریزم به چه مردانگی

با تو برآمیختنم آرزوست
وز همه کس وحشت و بیگانگی

پرده برانداز شبی شمع وار
تا همه سوزیم به پروانگی

یا ببرد خانه سعدی خیال
یا ببرد دوست به همخانگی

وزن این شعر، «مفتعلن مفتعلن فاعلن» در بحر «سریع مطوی مکشوف» می باشد.

غزل ۵۹۱ - سخت زیبا می‌روی یک بارگی
غزل ۵۹۳ - بسم از هوا گرفتن که پری نماند و بالی

پشتیبانی و تبلیغ
آب و هوا
دسترسی سریع
انتشار و اشتراک