ای سرو حدیقه معانی

ای سرو حدیقه معانی غزل ۶۰۸

ای سرو حدیقه معانی
جانی و لطیفه جهانی

پیش تو به اتفاق مردن
خوشتر که پس از تو زندگانی

چشمان تو سحر اولین اند
تو فتنه آخرالزمانی

چون اسم تو در میان نباشد
گویی که به جسم در میانی

آن را که تو از سفر بیایی
حاجت نبود به ارمغانی

گر ز آمدنت خبر بیارند
من جان بدهم به مژدگانی

دفع غم دل نمی‌توان کرد
الا به امید شادمانی

گر صورت خویشتن ببینی
حیران وجود خود بمانی

گر صلح کنی لطیف باشد
در وقت بهار و مهربانی

سعدی خط سبز دوست دارد
پیرامن خد ارغوانی

این پیر نگر که همچنانش
از یاد نمی‌رود جوانی

وزن این شعر، «مفعول مفاعلن فعولن» در بحر «هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف» می باشد.

غزل ۶۰۷ - من چرا دل به تو دادم که دلم می‌شکنی
غزل ۶۰۹ - بر آنم گر تو بازآیی که در پایت کنم جانی

پشتیبانی و تبلیغ
آب و هوا
دسترسی سریع
انتشار و اشتراک